nested

انگلیسی

صفت

  1. لانشته 📤 ؛ لانئشته 📤 :
    🗨️ The nested folders on the computer contained files organized by categories.
    🗨️ The nested dolls were a popular souvenir from Russia, with each doll fitting inside a larger one.
    رده:واژه‌ها رده:واژه انگلیسی رده:ویژال انگلیسی [الگو:ردال ویژال انگلیسی] شناسه «مشارکتی» عرفشته نشده. الگو:ردال خطا

اسم

  1. لانشته 📤 ؛ لانئشته 📤 :
    🗨️ The data was organized into a series of nested categories for easy navigation.
    🗨️ On a nested function call, Step Into steps into the most deeply nested function.
رده:واژه‌ها رده:واژه انگلیسی رده:اسم انگلیسی رده:اسم انگلیسی شمارشناپذیر

فعل

  1. لانیدن (گذشتهٔ ساده و اسم مفعول nest.خطای اسکریپتی: تابع «template_categorize» وجود ندارد.خطای اسکریپتی: تابع «template_categorize» وجود ندارد.):
    🗨️ He nested himself near his field.
    🗨️ The smaller boxes were nested within the larger one for compact storage.
رده:واژه‌ها رده:واژه انگلیسی رده:فعل انگلیسی رده:فعل انگلیسی گذرا رده:فعل انگلیسی ناگذرا رده:فعل انگلیسی دوگانه
رده:اسم انگلیسی رده:اسم انگلیسی شمارشناپذیر رده:صفحه‌های دارای خطاهای اسکریپتی رده:صفحه‌های دارای پیوند خراب به پرونده رده:فعل انگلیسی رده:فعل انگلیسی دوگانه رده:فعل انگلیسی ناگذرا رده:فعل انگلیسی گذرا رده:واژه انگلیسی رده:واژه‌ها رده:ویژال انگلیسی